تبليغاتX
به وبلاگ سیمای غرب خوش آمدید

به وبلاگ سیمای غرب خوش آمدید

........................................

سخنرانى رئيس جمهور برگزيده مقاومت در گردهمايى 50 هزار نفره ايرانيان در پاريس - 9 تيرماه 1386
 
مريم رجوي
مريم رجوي

سلام بر مردم ايران و قيام ستايش‌انگيز روزهاي اخيرشان. سلام به جوانانِ بجان آمده كه در همين روزها از بحرانِ بنزين، شعله‌هايِ يك خيزشِ عمومي را برافروختند. سلامي از اينجا به تهران، و ياسوج و اهواز و تبريز و شيراز و ايلام و گرگان و سراسر ايران. سلام و درود ما به همة بپا خاستگان.

 

ـ به نام خدا، به نام ايران، به نام آزادي
درود به ملتِ بزرگ ايران، كه براي به زير كشيدن استبدادِ مذهبي به پا خاسته است.
درود به اشرفِ پايدار، سمبلِ ارادة آزاديبخشِ ملتِ ايران.
درود‌ به هر ايراني كه مشتاقِ آزادي و حاكميتِ مردم، در ايران زمين است.
و درود به يكايكِ شما كه از سراسرِ جهان در اينجا، اجتماع كرده‌ايد تا عزمِ ملتِ ايران را براي سرنگونيِ رژيم آخوندي نشان دهيد.

در اينجا گردآمدهايم تا صدايِ هشتاد ميليون ايراني را به جهان برسانيم كه عهدِ آخوندها به سرآمده است و يك ايران آزاد و دموكراتيك در حال برخاستن است.
از جانب هموطنانم از همه نمايندگانِ پارلمانهايِ كشورهايِ مختلف،
 و شخصيتهايِ سياسي،
و مدافعانِ صلح و حقوقبشر
 كه براي همبستگي با مردم ايران در اين جا حضور به هم رسانيده‌ا‌ند، قدرداني ميكنم.

ـ هموطنانِ عزيز
هياهوي آخوندها براي ساختنِ بمبِ اتمي، نفيرِ شومِ انفجارهاي پرشقاوتِ آنها در عراق و نعره‌هاي آنها براي سركوب و ارعاب در داخلِ كشور، صداي ايران نيست.
 صداي ايران، شعارهاي جوانان مجاهد و مبارزي است كه در قيام عليه سهميه بندي تحميلي بنزين فرياد مي‌زدند، مرگ بر احمدي نژاد.
صداي ايران، فريادِ زنان شجاعي است كه در ماههاي اخير، با چهره‌يي خونين در رويارويي با پاسداران، دنيا را تكان داده است.

   صداي ايران، صداي الهام ده ساله است كه در اجتماعِ معلمانِ معترضِ تهران از پدرِ زنداني‌اش سخن گفت و هزاران        معلمِ ديگر را به گريه انداخت.

فريادِ ايران، فريادِ كارگراني است كه روز اول ماه مه گفتند:«اتم نمي‌خواهيم ما كار و زندگي مي‌خواهيم»
 و «زندگيِ آينده حق مسلم ماست»،
صداي ايران، ضربانِ قلبهاي مضطربِ 71 كودك و نوجوانِ است كه زير حكمِ اعدام قرار دارند.
صداي ايران، شيون مادران كرد و بلوچ و زنانِ عرب خوزستان در سوگ پسرانشان است كه در همين ماهها در سنندج و زاهدان و اهواز حلق‌آويز شدند.
صداي ايران، شعارِ دانشجويان پلي‌تكنيك و دانشجويانِ سراسرِ ايران است كه گفتند، مرگ بر ديكتاتوري.
صداي ايران، فريادهاي دردآلود در شكنجه‌گاههاي رژيمِ آخوندي است، «طنين زنده‌ام هنوز،صداي من نمرده‌ام، شكستنِ سكوتِ يك هزاره در 209».                                                                                           
و صدايِ ايران، خروشِ مجاهدانِ آزاديست كه از شهر اشرف، ايرانيان را به برخاستن براي آزادي فرا مي‌خواند.
و ما امروز، هم‌صدا با مردم به‌پاخاسته، فرياد مي‌زنيم، بجاي رژيمِ ولايت فقيه بايد آزادي و حاكميتِ مردم، برقرار شود.
آري، اين، صداي ايران است.
 
 
ادامشو تو ادامه مطلب ببینید و لذت ببرید .......

ادامه مطلب
نوشته شده توسط غربی در 2007/7/21

 لينك مطلب      


احضار 60درصد دانشجویان دختر دانشگاه علامه
رژیم زن ستیز آخوندی 60درصد دانشجویان دختر دانشگاه علامه را احضار كرد.
یكی از فعالان دانشجویی در این رابطه گفت این دانشجویان در راستای طرح موسوم به بدحجابی به كمیته های انضباطی فراخوانده شدند.
همچنین دانشجویان دانشگاه اراك طی یك گردهمایی از اعتراضات دانشجویان دانشگاه های علامه، پلیتكنیك, همدان ,خرم آباد و كرمانشاه حمایت كرده و سیاست های كابینه پاسدار احمدی نژاد را در رابطه با دانشجویان محكوم نمودند .
نوشته شده توسط غربی در 2007/7/21

 لينك مطلب      


امام جمعه رژیم در مشهد بار دیگر بر تشدید سركوب زنان میهنمان به بهانه بدحجابی تأكید گردید
تشدید سركوب زنان میهنمان به بهانه بدحجابی
تشدید سركوب زنان میهنمان به بهانه بدحجابی
امام جمعه رژیم در مشهد بار دیگر بر تشدید سركوب زنان میهنمان به بهانه بدحجابی تأكید گردید.
این آخوند كه علم‌‏الهدی نام دارد گفت: برای حفظ امنیت جامعه و عفت عمومی باید برخورد فیزیكی با بدحجابی صورت گیرد.
وی كه درنمایش این هفته مشهد سخنرانی می كرد افزود: : مساله حجاب رابطه مستقیم باحفظ امنیت در خانواده و اجتماع دارد كه برخورد فیزیكی در این امر برای حفظ آرمان‌‏های اسلام در جامعه ضروری است.
این آخوند مرتجع گفت: باید با افرادی كه با ظواهر ناشایست قصد به هم زدن امنیت جامعه دارند، برخورد قانونی صورت گیرد.
نوشته شده توسط غربی در 2007/7/21

 لينك مطلب      

امام جمعه رژيم در اصفهان, خواستار سركوبي دانشجويان و دانش آموزان به بهانه بدحجابي شد
سركوبي دانشجويان و دانش آموزان به بهانه بدحجابي
سركوبي دانشجويان و دانش آموزان به بهانه بدحجابي
همزمان با بازگشايي دانشگاهها و مدارس, آخوند محمدتقي رهبر امام جمعه رژيم در اصفهان, خواستار سركوبي دانشجويان و دانش آموزان به بهانه بدحجابي شد. وي كه در نمايش جمعه اين شهر سخنراني مي كرد گفت, در مجلس هفتم يك گروه كاري به منظور پياده كردن حجاب و عفاف در جامعه تشكيل شده و شوراي انقلاب فرهنگي نيز طرح جامعي را در اين خصوص تهيه كرده و دستگاه‌هاي ديگر نظام نيز در حال بررسي اين موضوع هستند. بايد با بدحجابي‌هاي زننده، ‌هنجارشكني‌ها و بدلباسي‌ها برخورد شود
نوشته شده توسط غربی در 2007/7/21

 لينك مطلب      

افزايش سركوبى به بهانه آخوند ساخته مبارزه با بدحجابی در سمنان

در سمنان رژیم آخوندی اقدامات سركوبگرانه خود را به بهانه آخوند ساخته مبارزه با بدحجابی, افزایش داده و آن را در دستور كار خود قرار داده است. پاسدار علی رضا طاهری سركرده انتظامی رژیم در سمنان با اعلام این خبر گفت:برخورد شدید با بدحجابی در دستور كار پلیس است و سعی می‌شود با اجرای مطلوب طرح ارتقای امنیت اخلاقی برخورد قانونی و قاطعی صورت گیرد.
وی كه در جمع خبرنگاران حكومتی صحبت می كرد افزود: تأمین امنیت اخلاقی در جامعه یكی از مأموریت‌های مهم و اولویت‌دار نیروی انتظامی است كه روحانیان استان از این طرح حمایت كردند.

 
 
 
موج دستگيرى‌ها در تهران همچنان ادامه دارد
سركوب زنان در طرح موسوم به مبارزه با بد‌حجابى
سركوب زنان در طرح موسوم به مبارزه با بد‌حجابى
مأموران سركوبگر نیروی انتظامی رژیم در تهران در چارچوب طرح سركوبگرانه موسوم به مبارزه با بدحجابی طی 48ساعت گذشته 10 هزار و 159 نفر مورد بازجویی خیابانی قرار داده و 128 نفر را دستگیر كردند.
مزدوران رژیم آخوندی همچنین 55خودرو را به بهانه بدحجابیِ سرنشینانِ آن توقیف كرده و 84واحد صنفی را به بهانه فروش لباس نامناسب پلمب كردند.
پاسدار مهدی احمدی از سركردگان انتظامی تهران بزرگ در مصاحبه با خبرگزاری حكومتی فارس ضمن ارائه این آمار سركوبگرانه طی 48ساعت گذشته گفت: پلیس با جدیت برخورد و مبارزه با هنجارشكنان جامعه را ادامه می‌دهد.
 
نوشته شده توسط غربی در 2007/7/21

 لينك مطلب      


آغاز مرحله دوم طرح سركوبگرانه موسوم به مبارزه با بدحجابی
طرح سركوبگرانه آخوندساخته مبارزه با بدحجابى
طرح سركوبگرانه آخوندساخته مبارزه با بدحجابى
رژیم آخوندی مرحله دوم طرح سركوبگرانه خود موسوم به مبارزه با بدحجابی را از روز شنبه با فعالیتهای گشت سیار آغاز كرد پاسدار مهدی احمدی رئیس مركز اطلاع‌رسانی انتظامی رژیم در تهران در این باره به خبرگزاری حكومتی فارس گفت: مرحله نخستِ اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی، استقرار نیروها، در مراكز 23گانه تهران بود. ولی از امروز با اجرای مرحله دوم این طرح، علاوه بر استقرار نیروی انتظامی در مراكز 23گانه، تیم‌های گشت ارشاد نیروی انتظامی بر اساس توجیهات انجام شده در سطح شهر نیز عبور می‌كنند و با مصادیق 4 گانه ناهنجاری اجتماعی برخورد می‌كنند.

نوشته شده توسط غربی در 2007/7/21

 لينك مطلب      


زن‌ستيزى اهرم خفقان عمومى
طرح سركوبگرانه آخوندى ساخته مبارزه با بدحجابى
طرح سركوبگرانه آخوندى ساخته مبارزه با بدحجابى
حكومت آخوندي اولين قدم سركوبگرانه عمومي را عليه زنان برداشت. اين رژيم كه در 22بهمن سال‌57 با سرقت انقلاب مردم ايران بر اركان قدرت چنگ انداخت، هنوز يك ماهه نشده بود كه در اولين روز جهاني زن در حاكميت آخوندي به زنان ايران چماق و دشنه و چنگ و دندان نشان داد و در 17اسفند57 زوزه‌هاي «يا روسري يا توسري» سرداد.
حكومت آخوندي در تبليغات دجالگرانه خود همواره اين برداشت اوليه را تقويت كرده است كه گويا براي رعايت حرمت اخلاق و سنتهاي ديني نسبت به موضوع حجاب حساسيت دارد و بسياري از مخالفان رژيم هم مي‌گويند آخوندها به‌خاطر ذهنيت سنتي و اعتقادات دگم ديني مي‌خواهند حجاب و مقررات اخلاقي را با زور و تحكم تحميل كند. هرچند كه اين برداشت يك رويكرد ضدرژيمي است اما واقعيت ندارد و در عمل به‌سود رژيم است. زيرا در كليت خود دجاليت آخوندي زير پرده دين را (در عين مخالفت با روشهايش) تقويت مي‌كند.
اين بحث اگر در سالهاي اول روي كار‌آمدن آخوندها يك بحث نظري بود، بعد از سپري‌شدن ربع قرن با يك تجربه عملي تعيين‌تكليف شده است. تجربه تكاندهنده اين است كه در حاكميت آخوندي كه مدعي ارزشهاي اخلاقي و ديني است، شاهد سقوط بي‌سابقه ارزشهاي اخلاقي و اعتقادات ديني هستيم. آخوندها اولين كساني هستند كه متوجه اين روند شدند ولي نه‌تنها روشهايشان را عوض نكردند، بلكه درعمل باعث شتاب بيشتر اين روند شده‌اند. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه آخوندها در بگير و ببندهايي كه به بهانه حجاب راه مي‌اندازند و اصولاً در توليد بهانه خميني ساخته‌يي به‌نام بدحجابي تنها هدفي كه ندارند بحث اخلاقيات و سنتهاي ديني است.
پس هدف چيست؟ هدف تحكيم خفقان عمومي با رذيلانه‌ترين سوء‌استفاده از دين و رذيلانه‌ترين اهانتها به زنان آزاده ايران است. واقعيت اين است كه بگير و ببندهاي آخوندها در كوچه و خيابان به‌بهانه آخوند‌ساخته بدحجابي مستقيماً در خدمت محكم‌كردن چفت و بستهاي سركوب و خفقان است.
اين واقعيت را درعلت‌يابي اقدامات سركوبگرانه و زن‌ستيزانه رژيم در مقطع كنوني به وضوح مي‌توان ديد. زيرا در يك كلام اين بگير‌وببندها براي خفه‌كردن صداها و تحت‌الشعاع‌قراردان بحرانهاي دروني و بيرون رژيم است. آخوندها كه با تحريم شديدتر بين‌المللي مواجه شده‌اند و در داخل كشور هم با رشد اعتراضات اجتماعي مواجهند، با بهانه مبارزه با بدحجابي يك موج سراسري سركوب به‌راه مي‌اندازند و به‌اين وسيله حضور سركوبگرانه نيروهايشان را در همه جا افزايش مي‌دهند. نه تنها در كوچه و خيابان بلكه در ادارات و كارخانه‌ها و مدارس و دانشگاهها نيز همين روند به‌‌راه مي‌افتد و انجمنهايي كه به‌نام اسلام ولي براي سركوب ايجاد شده‌اند شروع به اعمال تحميلات ارتجاعي مي‌كنند. دقت كنيد: دراولين روز شروع همين طرح سركوبگرانه، رژيم آخوندي، براساس آمار رسمي خودش، نزديك به 1400نفر را مورد بازجويي خياباني قرار داده، 117نفر را دستگيركرده و به 544مركز صنفي تذكر دادند. صنفهاي مختلف در ارتباط با پوشاک نا‌مناسب هشدار داده شده و از آنها تعهد گرفته شده است و20‌مغازه نيز در همين راستا پلمپ شده و 47‌خودرو به‌خاطر دارا‌بودن راننده بد‌حجاب توقيف شده است. سركرده نيروي انتظامي هم اعلام مي‌كند كه دستگيرشدگان طرح بدحجابي بايد منتظر حبس و شلاق باشند. همزمان به ار گانهاي حكومتي كنترل‌كننده اصناف و نهادهايي که کارمندان زن دارد بخشنامه‌هاي شداد و غلاظ فرستاده مي‌شود كه «در صورت مشاهده موارد تخلف، ضمن برخورد با متصدي و مسئول مربوطه، در‌صورتي‌که فرد خاطي کارمند دولت باشد، تا تعيين‌تکليف از کار منفصل خواهد شد. هم‌چنين درصورتي‌که وي کارمند دولتي نباشد، موضوع در سوابق او ثبت و تا پنج سال از استخدام وي در مشاغل دولتي جلوگيري خواهد شد».
به اين ترتيب اين طرح قبل ازتك تك افراد دستگيرشده يا مغازه‌هاي پلمب شده، مي‌خواهد يك خفقان عمومي را با اهرم شيادانه مقابله با بدحجابي برقرار كند. چرا كه در گرداب بحرانهاي دروني و بيروني نظامش مي‌خواهد به هرقيمت اوضاع را تحت كنترل بگيرد. اين سربگري شيادانه با تجسس در احوال شخصي مردم در كوچه و خيابان و در اداره و مدرسه و دانشگاه صورت مي‌گيرد و به‌نام اسلام توجيه مي‌شود حال آن‌كه قرآن به صراحت تجسس را منع كرده و تصريح و تأكيد كرده است كه هيچ اكراه و اجباري در كار دين روا نيست.
نوشته شده توسط غربی در 2007/7/21

 لينك مطلب      

فيگارو: بازداشت حدود 150هزار زن توسط دولت احمدىنژاد به بهانه بدحجابى
سرکوب زنان
سرکوب زنان
روزنامه فرانسوی فیگارو در شماره روز جمعه خود با اشاره به افزایش موج سركوبی مردم ایران توسط رژیم آخوندی نوشت: هر روز فهرستِ تاسف انگیز موارد نقض حقوق بشر در ایران سیاه تر می شود, طی هفته های گذشته حدود 150هزار زن به دلیل بدحجابی بازداشت شده اند.
فیگارو افزود: رژیم ایران كه در صحنه بین المللی به واسطه برنامه های هسته یی اش زیر فشار قرار دارد, در داخل روش سخت و خشن تری در مقابل مردم در پیش گرفته است... در دستورالعملی كه دولت به روزنامه ها فرستاده است, پرداختن به سوژههایی چون مجازات های سازمان ملل متحد, دستگیریهای بیشمار به دلیل بدحجابی, فشار بر اقلیتهای مذهبی و چندین موضوع دیگر ممنوع اعلام شده است.
روزنامه فرانسوی فیگارو در ادامه با اشاره به افزایش سركوبی مردم ایران پس از روی كارآمدن پاسدار احمدی نژاد نوشت: احمدی نژاد و دولتش كه متشكل است از اعضای سابق پلیس مخفی و پاسداران می باشند رفته رفته حمله به دانشجویان را آغاز كردند به طوری كه امروز ده ها دانشجو در زندان هستند.
این روزنامه در پایان به نقل از یك دیپلومات غربی نوشت: در حالی كه مرحله سوم مجازات ها علیه رژیم ایران در پیش است روش سركوبگرانه این رژیم برای خفه كردن هرگونه اعتراضی, كه به ویژه به دلیل نارضایی ازشرایط بداقتصادی كشور است, مرتب افزایش می یابد
نوشته شده توسط غربی در 2007/7/21

 لينك مطلب      

 

بعضیها برای پوشش زن ریشه اقتصادی قائل شده گفته‏اند حریم و پوشش یادگارعهد مالکیت و تسلط مرد است.مردان به خاطر اینکه از وجود زنان بهره اقتصادی‏ببرند و آنها را مانند بردگان استثمار کنند،آنها را در خانه‏ها نگه می‏داشتند،و برای‏اینکه فکر زن را قانع کنند که خود به خود از خانه بیرون نرود و بیرون رفتن را کار بدی‏بداند فکر حجاب و خانه نشینی را خلق کردند.

گویندگان این سخن سعی کرده‏اند مسائل دیگری از قبیل نفقه و مهر را نیزبر اساس مالکیت مرد نسبت‏به زن توجیه کنند.

در کتاب انتقاد بر قوانین اساسی و مدنی ایران صفحه‏27 می‏نویسد:

«هنگامی که قانون مدنی ایران تدوین شد هنوز از برده‏فروشی در بعضی از نقاطدنیا اثری به جا بود و در ایران نیز با اینکه این کار علی الظاهر از میان رفته بود ولی‏باز در مغز قانونگذاران آثاری از برده فروشی و آزار به زیردستان وجود داشت. زن‏را در آن دوره چون‏«مستاجره‏»می‏پنداشتند.زن حق نداشت‏با مردان نشست وبرخاست کند و در اجتماعات راه یابد و به مقامات دولتی برسد.اگر صدای زن رانامحرم می‏شنید آن زن بر شوی خود حرام می‏شد.خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزاری می‏دانستند که کار او منحصرا رسیدگی به امور خانه و پروردن فرزندبود و هنگامی که این ابزار می‏خواست از خانه بیرون برود او را سر تا پا در چادری‏سیاه می‏پیچانیدند و روانه بازار یا خیابان می‏کردند

علائم و نشانه‏های افترا و غرض و مرض از تمام این نوشته پیداست.کی و کجاچنین قاعده‏ای وجود داشت که اگر صدای زن را نامحرم می‏شنید بر شوی خود حرام‏می‏شد؟آیا در جامعه‏ای که دائما سخنرانان مذهبی‏اش از بالای منابر خطابه زهرای‏مرضیه را در مسجد مدینه و خطابه‏های زینب کبری را در کوفه و شام به گوش مردم‏می‏رسانند ممکن است چنین فکری در میان مردم آن جامعه پیدا شود؟!کی و کجا زن‏در ایران اسلامی برده مرد بوده است؟همه می‏دانند که در خانواده‏های مسلمان بیش ازآنکه زن در خدمت مرد باشد مرد به حکم وظیفه اسلامی در خدمت زن بوده وسیله‏آسایش او را فراهم می‏کرده است.زن در خانواده‏هایی مورد اهانت و تحقیر و ظلم‏قرار گرفته که روح اسلامی در آن خانواده‏ها نبوده یا ضعیف بوده است.

عجبا!می‏گوید:«زن حق نداشت که با مردان نشست و برخاست کند.»من‏می‏گویم:بر عکس،در محیطهای پاک اسلامی این مرد بود که حق نداشت در نشست وبرخاست‏ها از زن بیگانه بهره‏برداری کند.این مرد است که همواره حرص می‏ورزد که‏زن را وسیله چشم چرانی و کامجویی خود قرار دهد.هیچ گاه مرد به طبع خود مایل‏نبوده حائلی میان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت که این حائل از میان رفته آن که‏برنده بوده مرد بوده است و آن که باخته و وسیله شده زن.امروز که مردان موفق شده‏اندبا نامهای فریبنده‏«آزادی‏»و«تساوی‏»و غیره این حائل را از میان ببرند زن را درخدمت کثیف‏ترین مقاصد خویش گرفته‏اند.بردگی زن،امروز به چشم می‏خورد که‏برای تامین منافع مادی یک مرد در یک مؤسسه تجارتی خود را صد قلم برای جلب‏مشتری مرد می‏آراید و به صورت‏«مانکن‏»درمی‏آید و شرف خود را در ازاء چندرغازحقوق می‏فروشد.

این نشست و برخاست‏ها که امثال این نویسنده آرزوی آن را می‏کنند جزبهره‏کشی مرد و بهره‏دهی زن مفهومی ندارد. همه می‏دانند نشست و برخاست‏ها درمحیطهای پاک که موضوع بهره‏کشی مرد از زن در میان نبوده است هیچ گاه در جامعه‏اسلامی ممنوع نبوده است.

نویسنده همین کتاب،تاریخ روابط زن و مرد را از نظر جامعه شناسی به چهاردوره تقسیم می‏کند:

دوره اول مرحله طبیعی و اشتراکی اولیه که زن و مرد بدون هیچ گونه قید و شرطی‏با هم خلطه و آمیزش داشته‏اند.در این دوره به عقیده این نویسنده اساسا زندگی‏خانوادگی وجود نداشته است.

دوره دوم دوره تسلط مرد است.در این دوره مرد بر زن غلبه کرده خود را مالک‏او دانسته او را همچون ابزاری در دمت‏خود درآورده است.حجاب یادگار این دوره‏می‏باشد.

دوره سوم مرحله قیام و اعتراض زن است.در این مرحله زنان از ناسازگاری‏مردان به ستوه آمدند و در مقابل مظالم آنها ابتدا مقاومت کردند و چون دریافتند که‏طبیعت‏خشن مردان به این آسانی حاضر نیست‏حق آنها را رعایت کند به منظوراحقاق حق خود متدرجا علیه مردان طغیان کردند،اتحادیه‏ها تشکیل دادند،به وسیله‏مطبوعات و کنفرانسها و دسته‏بندی‏ها با مردان مبارزه کردند.ضمنا چون دریافتند که‏زورگویی مردان نتیجه تربیت ناسالم عهد کودکی و مخصوصا تبعیض بین پسران ودختران است در رفع نقایص آموزش و پرورش عمومی کوشیدند.

دوره چهارم مرحله تساوی حقوق زن و مرد است و به دوره اول شباهت کامل‏دارد.این دوره از اواخر قرن نوزدهم شروع شده،هنوز در همه جا استقرار نیافته است.

از نظر این منطق،پوشش زن عبارت است از زندانی شدن زن به دست مرد،وعلت اینکه مرد زن را اینچنین اسیر می‏کرده این است که می‏خواسته هر چه بیشتر ازوجود او بهره اقتصادی ببرد.

بررسی

تقسیم تاریخ روابط زن و مرد به چهار دوره به نحوی که ذکر شد تقلید نارسایی‏است از آنچه پیروان کمونیزم درباره ادوار تاریخی زندگی بشر از نظر عوامل اقتصادی‏که به عقیده آنها زیر بنای همه پدیده‏های اجتماعی است ذکر کرده‏اند.آنها می‏گویندادوار تاریخی بشر عبارت است از دوره اشتراک اولیه،دوره ملوک الطوایفی،دوره‏سرمایه‏داری و دوره کمونیزم و اشتراک ثانوی که شباهت کامل به دوره اشتراک اولیه‏دارد.

آنچه درباره ادوار زندگی زن در کتاب سابق الذکر آمده کپیه‏ای است از آنجا ولی‏کپیه‏ای که به هیچ حسابی درست درنمی‏آید.به عقیده ما چنین دوره‏هایی در زندگی‏زن هرگز نبوده است و امکان نداشته وجود داشته باشد.همان دوره اولی که به عنوان‏اشتراک اولیه معرفی می‏کند،از لحاظ تاریخی جامعه شناسی به هیچ وجه مورد تصدیق‏نیست.جامعه شناسی تاکنون نتوانسته است قرینه‏ای به دست‏بیاورد که دوره‏ای بربشر گذشته که زندگی خانوادگی وجود نداشته است.به عقیده مورخین،دوره‏مادر شاهی بوده است ولی دوره کمونیزم جنسی نبوده است.ما درباره این ادوارنمی‏خواهیم به تفصیل بحث کنیم،کافی است درباره خود این مدعا که می‏گویندپوشش زن معلول مالکیت مرد نسبت‏به زن است‏بحث کنیم و آن را مورد بررسی قراردهیم:

ما این جهت را که در گذشته مرد به زن به چشم یک ابزار می‏نگریست و از اوبهره‏کشی اقتصادی می‏کرد،به صورت یک اصل کلی حاکم بر همه اجتماعات گذشته‏قبول نداریم.علائق عاطفی زوجیت هرگز اجازه نمی‏داده که مردان به صورت یک‏«طبقه‏»زیردست‏بر زنان به صورت یک‏«طبقه‏»زیردست‏حکومت کنند،آنان رااستثمار نمایند;همچنانکه معقول نیست فرض کنیم در دوره‏های گذشته پدران ومادران به عنوان یک‏«طبقه‏»بر فرزندان به عنوان یک‏«طبقه‏»دیگر حکومت و آنها رااستثمار می‏کرده‏اند.علائق عاطفی والدین و فرزندان همواره مانع چنین چیزی بوده‏است.علائق زوجین به یکدیگر، حتی در اجتماعات گذشته،بیشتر عاطفی و عشقی‏بوده و زن با نیروی جاذبه و جمال خود بر قلب مرد حکومت کرده او را در خدمت‏خودگرفته است.مرد به میل و رغبت‏خود نان‏آور زن شده و راضی شده او با خیال راحت‏به خود برسد و مایه تسکین قلب و ارضای عاطفه عشقی او باشد;همچنانکه با میل ورغبت‏خود،زن را در پشت جبهه جنگ برده خود به وظیفه سربازی و فداکاری و دفاع‏از زن و فرزند قیام کرده است.

در عین حال انکار نمی‏کنیم که مرد در گذشته،هم به زن ظلم کرده و هم به فرزند،و از هر دوی اینها بهره‏کشی اقتصادی کرده است;همچنانکه به خود نیز ستم کرده‏است.مرد به علت جهالت و تعصبهای بیجا(نه به قصد استثمار و بهره‏کشی) هم به خودظلم کرده هم به زن و فرزند.مرد در گذشته از لحاظ اقتصادی،هم در خدمت زن بوده‏هم از او بهره‏کشی اقتصادی کرده است.هر وقت طبیعت مرد به سوی خشونت گراییده عشق و عاطفه در وجودش ضعیف شده،از زن به صورت یک ابزار اقتصادی استفاده‏کرده است.ولی این را به صورت یک اصل کلی حاکم بر تمام جوامع ما قبل[قرن] نوزدهم نمی‏توان ذکر کرد.

تجاوز به حقوق واقعی زن،استثمار زن،خشونت نسبت‏به او منحصر به ما قبل‏قرن‏19 نیست.در قرن نوزدهم و بیستم حقوق واقعی زن کمتر از گذشته پایمال نشده‏است.منتها چنانکه می‏دانیم از مشخصات این قرن این است که روی مقاصداستثمارگرانه سرپوشی از مفاهیم انسانی گذاشته می‏شود.

سخن ما درباره اسلام است.آیا اسلام در دستورات خود درباره پوشش و حریم‏میان زن و مرد چه هدف و منظوری داشته است؟آیا خواسته است زن را از لحاظ‏اقتصادی در خدمت مرد قرار دهد؟!

قدر مسلم این است که حجاب در اسلام بدین منظور نیست.اسلام هرگز نخواسته‏مرد از زن بهره‏کشی اقتصادی کند، بلکه سخت‏با آن مبارزه کرده است.اسلام با قطعیت‏تامی که به هیچ وجه قابل مناقشه نیست،اعلام کرده است که مرد هیچ گونه حق استفاده‏اقتصادی از زن ندارد.این مساله که زن استقلال اقتصادی دارد از مسلمات قطعی‏اسلام است.کار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست.زن اگر مایل باشد،کاری که درخانه به وی واگذار می‏شود مجانا و تبرعا انجام می‏دهد،و اگر نخواهد،مرد حق ندارداو را مجبور کند.حتی در شیر دادن به طفل با اینکه زن اولویت دارد،اولویت او موجب‏سقوط حق اجرت او نیست،یعنی اگر زن بخواهد فرزند خود را در مقابل مبلغی فرضایکهزار ریال در ماه شیر بدهد و زن بیگانه‏ای هم به همین مبلغ حاضر است‏شیر بدهدپدر باید اولویت زن را رعایت کند.فقط در صورتی که زن مبلغ بیشتری مطالبه می‏کندمرد حق دارد طفل را به دایه‏ای که اجرت کمتری می‏گیرد بسپارد.زن می‏تواند هر نوع‏کاری همین قدر که فاسد کننده خانواده و مزاحم حقوق ازدواج نباشد برای خودانتخاب کند و درآمدش هم منحصرا متعلق به خود اوست.

اگر اسلام در حجاب،نظر به استثمار اقتصادی زن داشت‏بیگاری زن را برای مردتجویز می‏کرد;معقول نیست که از یک طرف برای زن استقلال اقتصادی قائل شود و ازطرف دیگر حجاب را به منظور استقلال و استثمار زن وضع کند.

پس اسلام چنین منظوری نداشته است.

حسادت

ریشه دیگری که برای پیدا شدن حجاب ذکر کرده‏اند جنبه اخلاقی دارد.در اینجانیز مانند نظریه سابق علت پدید آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت زن معرفی‏کرده‏اند،با این فرق که در اینجا برای تسلط جویی مرد به جای ریشه اقتصادی ریشه‏اخلاقی ذکر شده است;گفته‏اند علت اینکه مرد زن را بدین شکل اسیر نگه می‏داردحس خودپرستی و حسادت وی نسبت‏به مردان دیگر است.مرد نمی‏خواهد و رشک‏می‏برد که مردان دیگر و لو با نگاه کردن یا همسخن شدن از زنی که تحت اختیار اوست‏استفاده کنند.

به عقیده این دسته،قوانین دینی و مذهبی با اینکه در جاهای دیگر باخودخواهیها و خودپرستیها مبارزه کرده است در اینجا بر عکس عمل کرده روی این‏خودخواهی مردان صحه گذاشته منظور آنها را تامین کرده است.

برتراند راسل می‏گوید:بشر توانسته است تا حدی در مورد مال و ثروت برخودخواهی و بخل غالب گردد ولی در مورد زن نتوانسته است‏بر این خودخواهی‏تسلط پیدا کند.از نظر راسل‏«غیرت‏»صفت ممدوحی نیست و ریشه آن نوعی بخل وامساک است.

مفهوم سخن راسل این است که اگر بذل و بخشش در مورد ثروت خوب است در مورد زن هم خوب است.چرا بخل و امساک و حسادت در مورد مال نکوهیده و درمورد زن ستوده است؟چرا نان و سفره داشتن و نمک خود را خورانیدن از لحاظ‏اخلاق اقتصادی مورد تمجید و ستایش است و همین بذالی و گذشت و کام دیگران راشیرین کردن در اخلاق جنسی مذموم است؟به عقیده امثال راسل این تفاوت علت‏معقولی ندارد،اخلاق نتوانسته است در مورد امور جنسی بر خودخواهی وتسلط جویی بشر غلبه کند،بر عکس تسلیم خودپرستی شده همان رذیله را به نام‏«غیرت‏»از طرف مرد و به نام‏«عفاف‏»و«حجاب‏»از طرف زن تحت عنوان‏«اخلاق‏حسنه‏»پذیرفته است.

بررسی

از نظر ما در مرد تمایل به عفاف و پاکی زن وجود دارد،یعنی مرد رغبت‏خاصی‏دارد که همسرش پاک و دست نخورده باشد، همچنانکه در خود زن نیز تمایل خاصی‏به عفاف وجود دارد.البته در زن تمایل به اینکه شوهر با زن دیگر رابطه و آمیزش‏نداشته باشد نیز وجود دارد ولی این تمایل به عقیده ما ریشه دیگری دارد مغایر باریشه تمایل مشابهی که در مرد است.آنچه در مرد وجود دارد غیرت است و یاآمیخته‏ای است از حسادت و غیرت،ولی آنچه در زن وجود دارد صرفا حسادت‏است.

ما فعلا درباره لزوم عفاف مرد و ارزشش از نظر خودش و از نظر زن بحث‏نمی‏کنیم.

سخن ما فعلا درباره حسی است که در مرد وجود دارد و به نام‏«غیرت‏»نامیده‏می‏شود که:اولا آیا غیرت همان حسادت است که تغییر اسم داده است‏یا چیز دیگری‏است؟ثانیا آیا ریشه پوشش و حجاب اسلامی احترام به حس غیرت مرد ست‏یاجهات دیگری منظور است؟

اما قسمت اول:ما معتقدیم که حسادت و غیرت دو صفت کاملا متفاوت‏اند و هرکدام ریشه‏ای جداگانه دارد.ریشه حسادت خودخواهی و از غرایز و احساسات‏شخصی می‏باشد ولی غیرت یک حس اجتماعی و نوعی است و فایده و هدفش‏متوجه دیگران است.

غیرت،نوعی پاسبانی است که آفرینش برای مشخص بودن و مختلط نشدن نسلها در وجود بشر نهاده است.سر اینکه مرد حساسیت فوق العاده در جلوگیری ازآمیزش همسرش با دیگران دارد این است که خلقت ماموریتی به او داده است تا نسب‏را در نسل آینده حفظ کند.این احساس مانند احساس علاقه به فرزند است.همه کس‏می‏داند که فرزند چقدر رنج و زحمت و هزینه برای پدر و مادر دارد.اگر علاقه مفرطبشر به فرزند نبود احدی اقدام به تناسل و حفظ نسل نمی‏کرد.اگر حس غیرت هم درمرد نمی‏بود که محل بذر را همیشه حفاظت و پاسبانی کند.رابطه نسلها با یکدیگر به‏کلی قطع می‏شد، هیچ پدری فرزند خود را نمی‏شناخت و هیچ فرزندی پدر خود رانمی‏دانست کیست.قطع این رابطه،اساس اجتماعی بودن بشر را متزلزل می‏سازد.

پیشنهاد اینکه انسان به عنوان مبارزه با خودخواهی غیرت را کنار بگذارددرست مثل این است که پیشنهاد شود غریزه علاقه به فرزند را بلکه به طور کلی مطلق‏حس ترحم و عاطفه انسانی را به عنوان اینکه یک میل نفسانی است ریشه کن کنیم; در صورتی که این یک میل نفسانی در درجات پایین حیوانی نیست‏بلکه یک احساس‏عالی بشری است.

علاقه به حفظ نسل در زن هم وجود دارد،ولی در آنجا احتیاج به پاسبان نیست،زیرا انتساب فرزند به مادر همیشه محفوظ است و اشتباه پذیر نیست.از اینجا می‏توان‏فهمید که حساسیت زن در منع آمیزش شوهر با دیگران،ریشه‏ای غیر از حساسیت مرددر این مساله دارد.احساس زن را می‏توان ناشی از خودخواهی و انحصار طلبی‏دانست ولی احساس مرد چنانکه گفتیم جنبه نوعی و اجتماعی دارد.ما منکر حس‏حسادت و انحصار طلبی مرد نیستیم.ما مدعی هستیم که فرضا مرد حسادت خود را بانیروی اخلاقی از میان ببرد یک نوع حس اجتماعی در او وجود دارد که اجازه‏نمی‏دهد با آمیزش همسرش با مردان دیگر موافقت کند.ما مدعی هستیم‏منحصر شناختن علت‏حساسیت مرد به حس حسادت که یک انحراف اخلاقی فردی‏است اشتباه است.

در برخی از روایات نیز بدین موضوع اشاره شده است که آنچه در مردان است‏غیرت است و آنچه در زنان است‏حسادت.

برای توضیح این مطلب می‏توان یک نکته را افزود و آن این است که زن همیشه‏می‏خواهد مطلوب و معشوق مرد باشد. جلوه‏گریها،دلبریها و خودنماییهای زن همه‏برای جلب نظر مرد است.زن آنقدر که می‏خواهد مرد را عاشق دلخسته خویش کند طالب وصال و لذت جنسی نیست.اگر زن نمی‏خواهد که شوهرش با زنان دیگرآمیزش داشته باشد به این جهت است که می‏خواهد مقام معشوق بودن و مطلوب بودن‏را خاص خود کند.ولی در مرد چنین احساسی وجود ندارد. این گونه انحصار طلبی درسرشت مرد نیست.لهذا اگر مانع آمیزش زنش با مردان دیگر است،ریشه‏اش همان‏حراست و نگهبانی نسل است.

زن را با ثروت هم نباید قیاس کرد.ثروت با مصرف کردن از بین می‏رود و لذامورد تنازع و کشمکش واقع می‏شود و حس انحصار طلبی بشر جلو استفاده دیگران رامی‏گیرد.ولی کامجویی جنسی یک نفر مانع استفاده دیگران نیست.در اینجا مساله‏انبار کردن و احتکار مطرح نیست.

انسان این حالت را دارد که هر چه بیشتر در گرداب شهوات شخصی فرو رود وعفاف و تقوا و اراده اخلاقی را از کف بدهد احساس‏«غیرت‏»در وجودش ناتوان‏می‏گردد.شهوت پرستان از اینکه همسران آنها مورد استفاده‏های دیگران قرار بگیرندرنج نمی‏برند و احیانا لذت می‏برند و از چنین کارهایی دفاع می‏کنند.برعکس،افرادی که با خودخواهیها و شهوات نفسانی مبارزه می‏کنند و ریشه‏های حرص و آز وطمع و ماده‏پرستی را در وجود خود نابود می‏کنند و به تمام معنی‏«انسان‏»و«انساندوست‏»می‏گردند و خود را وقف خدمت‏به خلق می‏کنند و حس خدمت‏به نوع‏در آنان بیدار می‏شود،! چنین اشخاصی غیورتر و نسبت‏به همسران خود حساسترمی‏گردند.این گونه افراد حتی نسبت‏به ناموس دیگران نیز حساس می‏گردند،یعنی‏وجدانشان اجازه نمی‏دهد که ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گیرد.ناموس اجتماع‏ناموس خودشان می‏شود.

علی علیه السلام جمله عجیبی دارد.می‏فرماید:«ما زنی غیور قط‏» (17) یعنی هرگز یک‏انسان شریف و غیور زنا نمی‏کند. نفرموده است:انسان حسود زنا نمی‏کند،بلکه فرمودانسان غیور زنا نمی‏کند،چرا؟برای اینکه غیرت یک شرافت انسانی و یک حساسیت‏انسانی است نسبت‏به پاکی و طهارت جامعه.انسان غیور همان طور که راضی‏نمی‏شود دامن ناموس خودش آلوده گردد،راضی نمی‏شود دامن ناموس اجتماع هم‏آلوده شود;زیرا غیرت غیر از حسادت است;حسادت یک امر شخصی و فردی و ناشی از یک سلسله عقده‏های روحی است،اما غیرت یک احساس و عاطفه نوع‏بشری است.

این خود دلیل است که‏«غیرت‏»از خودپرستی ناشی نمی‏شود،احساس خاصی‏است که قانون خلقت‏برای تحکیم اساس زندگی خانوادگی که یک زندگی طبیعی‏است نه قراردادی،ایجاد کرده است.

و اما اینکه آیا نظر اسلام درباره حجاب و پوشش احترام گزاردن به حس غیرت‏مرد است‏یا نه؟

جواب این است که بدون شک اسلام همان فلسفه‏ای که در حس غیرت هست‏یعنی حفاظت پاکی نسل و عدم اختلاط انساب را منظور نظر دارد،ولی علت‏حجاب‏اسلامی منحصر به این نیست.در بخش بعد که تحت عنوان‏«فلسفه پوشش و حجاب‏در اسلام‏»بحث‏خواهیم کرد،این مطلب را توضیح خواهیم داد.

نوشته شده توسط غربی در 2007/7/17

 لينك مطلب      


Linkbox

 

http://www.mojahedin.org/images/262110233.jpg